نویسنده : امید فرقدان موضوع : فرهنگی، اجتماعی، ملی
عنوان : شور جوانی یا درویش مسلکی ؟
دختر زیبایی پهلوی کیوسک تلفن منتظر بود تا تلفن بزنه … دختر این زیبایی چهره و اندام رو با آرایش و پوشیدن لباس زیبا به اوج رسونده بود!
پسر جوانی هم منتظر بود تا تلفن بزنه و به دختر نگاه میکرد! دختر بهش گفت : چشماتو درویش کن … ادم ندیدی؟ پسر گفت :من یه پسر جوونم نه یک درویش که بتونم چشمامو درویش کنم! ادم هم زیاد دیدم اما نه به زیبایی شما … خدا زیباییها رو دوست داره ! منم بنده خدا هستم و زیباییها رو دوست دارم! این انصاف نیست که شما در عین زیبایی خود ارایی کنی و توقع داشته باشی که یک جوان مثل من با دیدن شما سرش رو پایین بندازه و خودش رو از دیدن اینهمه زیبایی محروم کنه! من هیچ مزاحمتی برای شما ایجاد نکردم … حتی به شما نزدیک هم نشدم! فقط نتونستم از دیدن اینهمه زیبایی بگذرم! در عین حال اگر نگاه من شمارو معذب کرد من
ابوالهول در لاس وگاس !
مهندس احسان جوادیزاده
مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی
ماهنامه بینالمللی گردشگر- مرداد ماه ۱۳۸۷
/
/
/
ادامه مطلب ...شاید این موجود را شما در سرستون های تخت جمشید دیده باشید؟؟
به تازگی موجودی شبیه به این در سواحل آمریکا پیدا کردند که دانشمند ها را بسیار متعجب کرده.و آن ها هنوز پی تحقیقاتی در روی این جانور عجیب و قریب اند.اگر کمی به این جانور دقت کنید میبینید که این جانور شباهت زیادی به سر ستون تخت جمشید دارد...
امام جمعه موقت قم، در خطبههای این هفته نماز جمعه قم، از رواج بدحجابیها در کشور و به ویژه شهر قم انتقاد کرد.
به گزارش ایسنا، آیتالله استادی، امام جمعه موقت قم در خطبههای این هفته نماز جمعه قم، در سخنانی با اشاره به جهد علما در مبارزه با بدحجابی در مسجد گوهر شاد از بروز و رواج برخی بدحجابیها در کشور انتقاد کرد.
ادامه مطلب ...
یک عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خواستار ساماندهی خانمجلسهایها شد. سیداحمد خاتمی دیروز در همایش «مساجد، انتظار، رسالت زن مسلمان» گفته: ما هنوز این آرزو را داریم که روزی گویندگی و تبلیغ برخی خانمجلسهایها سامان پیدا کند. تاکنون نسبتا گویندگی آقایان سامان پیدا کرده است. مثلا اگر مبلغ خانمی با زیورآلات بیش از حد ظاهر شود و از سویی هم از زهد سخن بگوید، نمیتوان سخنان او را پذیرفت.ایلنا: سینما میلاد تهران با نصب پلاکاردی در جلوی سینما ،اعلام کرده است که از پذیرش تماشاگران مرد مجرد درروزهایی از هفته معذور است.
این سینما که در میدان شهدای تهران قرار دارد در این پلاکارد خود نوشته است: قابل توجه تماشاگران محترم سینما درروزهای پنج شنبه، جمعه و شنبه و روزهای تعطیل از پذیرفتن آقایان مجرد جدا معذور میباشد.
عرصهای که ما در آن چشم گشودیم، عرصهای تنگ و بیظرفیت بود.
عصر جدید بود؛ با نظریههای جدید.
یکی آمد و گفت: میاندیشم؛ پس هستم. و همه همانند مولکولهای مشابه یک مادهی خالص، یک نوع بیظرفیتی از خود نشان دادیم و گفتیم: میاندیشیم؛ پس هستیم.
و اندر ورای این سالها دریافتم که: خیر؛ نیستم، نیستم و نیستم!
لذت نبردم، احساس آرامش و بودن نکردم، ارتباطی نبود و پلهای ارتباطی منهدم شده بود.
ادامه مطلب ...
چند وقت قبل، بنا به موقعیتی، برادرم دو تا از دوستانش و البته من رو به صرف شام در یکی از پاتوقهای بیرونش (رستوران عروس لبنان) دعوت کرد. خب خوشحال و خندون رفتیم. اونجا کلی آدم شامبوس گومبولی و اتوکشیده که با اتوی شلوارشون میشد خیار پوست کند، حضور داشتند. یه کمی ور رفتیم و صحبت کردیم و یه نگاهی هم به منوی غذاها انداختیم.

اینجا ایران است؛ و در این مملکت چندین و چند سال است که اولین و سادهترین فکر، پاسخ همهی سؤالات و مشکلات است. و این کوتهفکری را در همهی ارکان و اجزاء مملکت و در زندگی روزمرهی مردمان و حتی خودمان میتوانیم ببینیم.
ادامه مطلب ...داستان امیر کبیر
سال 1264 قمرى، نخستین برنامهى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانان ایرانى را آبلهکوبى مىکردند.اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمىخواهند واکسن
ادامه مطلب ...چند ماه پیش بعد از کلی درگیری دم غروب داشتم بر میگشتم به سمت خونه که دیدم دارن اذان میگن و اتفاقاً نزدیک مسجد منطقهی محل سکونتمون بودم. دلم گرفته بود و ۵ -۶ سالی بود که مسجد نرفته بودم. این بود که رفتم مسجد، و وقتی که برای وضو ساختن به سمت دستشوئی مسجد رفتم به ناگاه تابلویی که دقیقاً (از روی سلیقه) روبروی دستشوئی نصب شده بود، توجهام را جلب کرد (همین عکس پائین). روی تابلو نوشته: دفتر آیتالله حاج شیخ مجتبی تهرانی. و آدرس: خیابان ابنسینا (بهارستان)...
ادامه مطلب ...
از اونجایی که همه کارای این مملکت کشکیه، امروز هم مثل همهی روزای دیگه، مشت حماقت مسؤلین خورد پای چشم ما!
ادامه مطلب ...
شوهر فاطمه روزی به همراه خود، زن جوانی را به خانه آورد و گفت: «این زن من است.» شوهر فاطمه بهرغم داشتن خانهای دیگر ترجیح داد که هر دو زن در یک خانه با هم زندگی کنند. فاطمه میگفت: «نهایت سعی خود را کردم که خانه آرام باشد و آن زن را قبول کردم تا شاید بچههایم، روی آرامش را ببینند. اما شبها وقتی بچهها میخوابند، صدای خنده و پچپچهای آرام آنها، دیوانهام میکند، تا صبح آرامآرام گریه میکنم و نزدیکیهای صبح خوابم میبرد، هر شب کارم زار زدن است. بارها به خود میگفتم خوشبهحال مریم، او شوهری دارد از آن خود که دوستش دارد...
میدونم چرا در هر جایی از این به اصطلاح نهادهای اجتماعی، پا میذاریم؛ ازمون بدشون مییاد:
نگاه امثال من نسبت به خطاها و اشتباهات، نگاه قاعدهای و قانونی نیست. یه نگاه انسانیه و این کار رو خراب میکنه!
ادامه مطلب ...دوچرخه سواری زنان در یکی از پارکهای کرج به وسیله سازمان پارکهای این شهر ممنوع اعلام شد.
براساس مشاهدات خبرنگار دسترنج، زنان از این پس حق ندارند در پارک خانواده واقع در منطقه جهانشهر کرج دوچرخه سواری کنند.
سازمان پارکهای شهر کرج با قراردادن پارچه نوشتههایی در مسیر پیست دوچرخه سواری در این پارک با اعلام این که از این پس دوچرخه سواری زنان ممنوع است این امر را به خاطر حفظ شئونات اسلامی دانسته است.

متأسفم که بیتوجهی به مقدسترین متن دینی ما آن هم در مراسمی با این اهمیت صورت میگیرد.
اصل آیه این است: «فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین» که در آنجا نوشته شده بود، «فالله خیرو حافظا و هو الرحمن راحمین».